.یه روز یه ترکه...
.
.
.
.
.
.
خیلی شجاع بود، خیلی نترس...
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی بر اومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.
یه روز یه رشتیه...
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشیِ قدرت مطلقه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.
یه روز یه لره...
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا زمانی که می شد از شدتِ عمل پرهیز می کرد.
یه روز یه قزوینه...
به نام علامه دهخدا،
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.
یه روز ما همه با هم بودیم... ترک و کرد و رشتی و لر و بلوچ و اصفهانی و ...
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند...
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم!!!
این از فرهنگ ایرونی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.
... پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه
نظرات شما عزیزان:
PARISA 
ساعت12:51---28 دی 1390
سلام دوست خوبم وب خوبي داري اميدوارم موفق باشيد من هم تازه عضو شدم به من هم سر بزن
arezoo 
ساعت12:31---28 دی 1390
باز بـــــــــاران بـــــــــی تـــرانـــــــــه با تمـــــــــام بی کســــَــــی های شبانــــــــــه باز مـــــی آید صـــــدای چک چک غـــــم باز مـــــاتـــــم بـــــاز هـــــم مــــــــــن . . . یـــــادم آیـــــد روزهـــــای محـــــنت و غـــــم